پژوهشی تطبیقی پیرامون علم به خود در اندیشه جان سرل و ابن‌سینا

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری فلسفه دانشگاه فردوسی مشهد

2 هیئت علمی و استاد فلسفه و حکمت اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی

3 گروه فلسفه، دانشکده الهیات، دانشگاه فردوسی مشهد

چکیده

همواره امکان تجربه از نفس و خویشتن خویش با اثبات وجود «خود» پیوندی وثیق داشته است. فیلسوفانی چون هیوم از تجربه‌ناپذیر بودن «خود» به انکار وجود نفس پل زده‌اند. در این مقاله با گزارش نظریه «خود صوری» سرل بیان شده که وی علی‌رغم انکار تجربه از «خود» نوعی خود صوری و زبانی را لازمه معناداری برخی تبیین‌های فلسفی دانسته است. آنگاه با غور در اندیشه ابن‌سینا آورده‌ایم که وی مضاف بر اینکه تجربه از خود را بدیهی، غیرقابل کسب و بالفعل می‌انگارد و از آن به عنوان اصلی محکم در مهم‌ترین برهان‌های اثبات تجرد نفس بهره می‌برد، اما می‌پذیرد که تنها مستبصرین توان درک آن را دارند. جالب توجه اینکه داشتن تجربه از «خود» و نیز مفهوم «من» در اندیشه سرل همچنان چالش‌برانگیز و لاینحل باقی می‌ماند. نیز ابن‌سینا برهان‌های زبان‌بنیادی در تأیید تحقق تجربه از خود می‌آورد که می‌توان گفت قدر مشترک میان اندیشه او و سرل می‌باشد و در گفتمان فلسفه معاصر می‌تواند ابن‌سینا را حاضر کند. در این مقاله کوشیده‌ایم میان بیان‌های ایجابی و سلبی شیخ در باب تجربه‌پذیری «خود» سازگاری ایجاد کنیم. سؤال پایه این پژوهش برقراری گفتگو میان دو فیلسوفی است که علی‌رغم تفارت‌های مبنایی، مسائل مشترک در حوزه تفکر فلسفی دارند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Comparative research about self-awareness in Searle's and Avicenna thoughts

نویسندگان [English]

  • Hossein Asaadi 1
  • seyed morteza hosseini shahrudi 2
  • Ali Haghi 3
2 Professor of Ferdowsi University
3 Department of Philosophy, Ferdowsi university of Mashhad
چکیده [English]

There has always been a deep link between the possibility of self-experience and the proof of "self" existence. Some philosophers, like Hume, have inferred that "self" cannot exist because it cannot be experienced. Now, in this paper we review Searle's "formal self" theory and state that in spite of his denial of experimentable self, he believes in some kind of formal and linguistic self to provide the meaning of some philosophical statements. Then, by probing Avicenna's writings, it turns out he believes that self-awareness is evident, non-obtainable, ipso facto, and can be used to prove self. Besides, he accepts that it is possible to ignore this evident thing and only real cogitators are able to appreciate themselves in colorless and formless scheme. On the other hand, Avicenna gives many language founding proofs to support the idea of experimentability of "self" which can be regarded as common line of him and Searle and can present his role in contemporary philosophy. Finally, we try to adapt affirmative and privative statements of Avicenna about experimentability of self. The main aim of this paper is to relate two philosophers of two schools – one denies self-awareness explicitly and the other suppose it evident.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Self-Consciousness
  • Searle
  • Avicenna
  • language founding proofs